به پسرخاله ام که از من کوچکتر است رو کردم و گفتم: «گيلکي ويکيپديا» و او با تعجب به من نگاه کرد و گفت خوب که چي؟!
اوايل پاييز ۸۴ بود، رفته بودم براي ثبت نام کارداني به کارشناسي که قبول شده بودم و چند روزي را در تهران مهمان بودم. همين طوري به سرم زد که سري به «وب» بزنم که نمیدانم از کجا با خبر شدم «گيلکي ويکيپديا» به راه افتاده است. اصلاً باورم نمیشد که با راهاندازي بخش گيلکي در دانشنامهي اينترنتي ويکيپديا موافقت شود، اما الان يک صفحه اينترنتي در برابرم بود که با عنواني درشت در آن نوشته شده بود: گيلکي ويکيپديا.
●يکي از مشکلاتي که در دوران نوجواني با آن دست به گريبان بودم بیهويتي بود. اينکه حالا چرا يک انسان بايد حتماً دنبال اين باشد که هويتش چيست را نمیدانم اما به هر حال مثل همان حالتي که انسان گرسنه میشود و نياز به غذا دارد، احساس میکردم که بايد بدانم هويتم چيست. متأسفانه از آنجايي که تنها منابع در دسترس کتابهاي درسي بودند، به اطلاعات موجود در آنها استناد کرده و به خصوص در رابطه با تاريخ به شدت علاقمند به تاريخ ايران باستان شدم و حتي کار به جاهاي باريکي همچون خواندن متون باستاني و يادگيري خطوط قديمي کشيد.
باري، اين جريان ادامه داشت تا اينکه وارد دانشگاه شدم و در محيطي دور با افراد مختلف برخوردم و با برخوردهايي که صورت میگرفت، هرچه بيشتر آن رنگ و لعابهاي فرهنگ ايران باستاني خنده دارتر جلوه میکرد و تفاوتهاي فرهنگي و اجتماعي آشکارتر میشد.
کم کم به اين موضوع پي بردم که براي يافتن هويت نبايد به صفحههاي کتابها مراجعه میکردم بلکه کافي بود کمي به اطراف خود نگاه کنم تا آن را بيابم. اينکه ما زبان، پوشش، آداب و رسوم، معماري و… خاص خود را داريم، اينها پارامترهايي بودند که هر روز آنها را میديدم اما غافل از اينکه همهي اينها، بد و خوب، هويت من هستند.
کم کم از همين دريچه به تاريخ خودمان پي بردم که چه موذيانه از برابر ديدگان ما مخفي مانده بود. حکومت پتشخوارگر بر سرزمين کاسپين، مقاومتهاي موتا سردار ديلمي در برابر اعراب، مقاومتهاي عادل شاه در برابر عباس صفوي و… نمونههايي بودند که میبايست به آنها افتخار میکردم، اما مرا رهسپار ايوان مدائن و تخت جمشيد کرده بودند.
به هر حال من همينم. در سرزمين مادریام کاسپين و زبان و لباس و تاريخ و معماري و آداب خودم را دارم و با اين واقعيت مواجهام که اکنون که میدانم هويتم چيست، دارم آن را از دست میدهم.
اين سرآغاز راهي شد که به سهم خودم و با توجه به جوان بودن و در اختيار داشتن امکانات اينترنتي، از همين دريچه براي تقويت پارامترهاي هويتم تلاش کنم.
همکاري من شروع شد، با دوستاني که پيشتر از من دست به کار شده بودند.
با توجه به اينکه در سطح اينترنت از زبان گيلکي براي محاورات استفاده نمیشد، به دنبال ايجاد يک تالار گفتگو در اينترنت رفتم که حاصل آن شد: تالار گفتگوي نيناکي که قرار شده بود در آن تنها به زبان گيلکي مطلب ارسال شود و بحث ها نيز به زبان گيلکي انجام شود. نيناکي تا حدودي توانست با وجود مشکلاتي که براي سايت به وجود میآمد، تجربهي جمع شدن چند گيلکینويس دور هم را به وجود آورد. در آنجا ما هم به خط لاتين و هم به خط عربي گيلکي مینوشتيم که لزوم توجه به وجود رسمالخط واحد و سختیهاي استفاده از خط لاتين را بيشتر نشان داد. اما به هر حال تالار گفتگوي نيناکي نتوانست شاهد فعاليت مداوم دوستان باشد و بعد از مدتي هم حذف شد.
●
اولين چيزهايي که از ويکيپديا به ياد دارم مطالبي بود که براي تحقيقهايم از آن کش میرفتم و هميشه در فکر اين بودم که آيا میتوان چنين چيزي را به زبان گيلکي داشت و با توجه به ضعف زبان گيلکي در اينترنت آن را امري بعيد میدانستم تا اينکه روزي مطلب زير را در سايت ورگ خواندم:
دوست ناديدهاي به نام آقاي رستگار، که گيلکي است تحصيلکرده و ساکن امريکا، دست به کاري ارزشمند زده که ادامهاش در گرو همکاري ساير گيلکان دنياي مجازي اينترنت است.
ايشان درخواستي براي اضافه نمودن زبان گيلکي به ليست زبانهاي دايرهالمعارف آنلاين Wikipedia تنظيم نمودهاند که اکنون در اين آدرس (http://meta.wikimedia.org/wiki/Requests_for_new_languages#Gileki) قرار دارد و نيازمند امضا و حمايت شماست.
جمع بچههاي نشريه دانشجويي زيته مشغول آغاز عمليات ترجمه صفحههاي اصلي اين دانشنامه به گيلکي هستند. اما همه چيز در گرو موافقت مسئولان اين دانشنامه است که آن هم بستگي به ميزان حمايت ما از اين درخواست دارد.
بنابراين از شما خواهش میکنم که اين کارها را انجام دهيد:
اول: به آن آدرس برويد.
دوم: روي لينک edit در بالاي نامه درخواست کليک کنيد.
سوم: جملهاي به فارسي، گيلکي يا انگليسي (ترجيحا انگليسي) در حمايت از اين نامه بنويسيد. البته بهتر است جملهتان با Support: آغاز گردد و با نام خودتان پايان يابد. چند کلمهاي هم باشد کافي است.
چهارم: روي دکمه save this page کليک کنيد.
پنج: دوستان ديگرتان را نيز دعوت به اين کار کنيد.
با خواندن اين مطلب بلافاصله رفتم به آدرس مورد نظر و با وجود سيستم عجيب و غريب امضاء گذاري، امضاء خود را ثبت کردم. اما به دلايلي همچون تلاقي دورهي آموزشي اجباري (سربازي) و شرکت در کنکور کارداني به کارشناسي به کل از اينترنت دور شده بودم و تا زماني که به دليل قبولي در کنکور ترخيص و براي ثبت نام به تهران نرفته بودم، از جريانات بي خبر بودم.
نمیدانم کجا در حال گردش اينترنتي بودم که برخوردم به لينک افتتاح ويکيپدياي گيلکي و با مراجعه به آدرس، صفحهاي سفيد با آرم ويکيپديا بارگذاري شد که در بالا با فونت درشت نوشته شده بود: «گيلکي ويکيپديا» و همانجا از تعجب به پسر خالهام که از من کوچکتر است رو کردم و گفتم: «گيلکي ويکيپديا» و او با تعجب به من نگاه کرد و گفت خوب که چي؟!
آري يک امکان جديد و آن هم در سطح بينالمللي براي گيلکیزبانان ايجاد شده بود و اين بار يک نهاد خارجي گيلکیزبانان را به رسميت شناخته بود. از همان اوايل شروع کرديم به کار روي مقالات و کم کم شمارشگر مقالات ويکيپديا اعداد بالاتري را نشان میداد. اما من هميشه میخواستم از اين ابزار براي جمع کردن عدهاي گيلک استفاده کنم تا به اين وسيله هويت گيلک تقويت شده باشد. به همين سبب همواره و به هر بهانهاي آن را معرفي میکردم و آدرس آن را اينجا و آنجا باقي میگذاشتم.
تقريباً از سپتامبر ۲۰۰۶ تا الان که ويکيپديا تأسيس شده فعاليتهاي زيادي در آن انجام گرفته اما هيچگاه «گيلکي ويکيپديا» نتوانست به معناي واقعي يک دانشنامهي آزاد که همگان در تکميل آن تلاش میکنند باشد و در واقع استقبال از طرف گيلکیزبانان انجام نگرفت. از روزهاي اول تلاشهاي بسياري براي ايجاد حتي يک جامعهي کوچک گيلکي ويکيپديا نويس انجام پذيرفته و حتي به شخصه يک وبلاگ آموزشي به آدرس glk.blogfa.com ايجاد نمودم که تلاش دارد تمامي نيازهاي آموزشي فعاليت در ويکيپديا را برطرف نمايد و با همهي تبليغات گستردهاي که انجام پذيرفت، باز شاهد فعاليت موقتي عده اي بوديم که چند نوشتهاي وارد کردند و رفتند. البته همواره دوستاني هستند که به طور مستمر مشارکت میکنند. اما بدون شک تا يک جمع هرچند کوچک که به طور مستمر کار ويکینويسي را انجام دهند به وجود نيايد نمیتوان به حفظ و گسترش زبان گيلکي اميدوار بود.
ويکيپديا سيستم مهمیست. به وسيلهي اطلاعاتي که در آن وارد میشود میتوان جداي از زبان، ديگر پارامترهاي گيلکان از جمله آداب و رسوم، معماري، پوشش، موسيقي و… نيز را ثبت نمود و به اين وسيله آنها را تقويت کرد. پس آن را جدي بگيريد، به ويژه که بُردي جهاني دارد.
آوریل 9, 2009 در t 8:08 ب.ظ
[...] گيلكي ويكيپديا، فرصتي براي گيلكان/امين ثنايي مقدم/15 [...]