شوراهای شهری

By zite

میرعماد م. موسوی

 

سومين سومين دوره ي شوراهاي اسلامي شهر و روستا ، همزمان درگيلان و ساير استان ها شروع به كار كرده اند . مي خواهيم نگاهي دوباره داشته باشيم به انتخابات اين دوره و البته اينكه مردم گيلان ، با انتخاب افراد شوراهاي شهرِ خود از آنان چه خواسته اند. . . ! انتخابات 24 آذر ، باوجود موافقت مجلس و دولت باموضوع ، با نارضايتي بيشتر مردمي كه براي تعيين وضعيّت اداره ي شهر خود پاي صندوق ها آمده بودند برگزار شد و خواسته های مسئولان محقق گردید.

هرچند ذكردوباره اين نكته ، مهم است كه وجود اجبار به شركت در انتخابات خبرگان نيز ، باعث عدم حضور اكثريت خاموش جامعه به خصوص درگيلان پاي صندوق هاي رأي نشد .

روند انتخابات شوراها درگيلان ، برخلاف تهران وچندشهربزرگ ديگر وشايد مانند بسياري از استان ها كه مورد بي مهري واقع شده اند ، تحت تأثير مسائل سياسي نبود .

هرچند ائتلاف هايي تحت عناوين اصلاح طلبي ويااصولگرايي درشهرهاي مهم تشكيل شد ، ولي يا قبل از انتخابات پاشيده شدند ويا افرادي كه ازميان آنها انتخاب شدند ، به خاطر گرايشهاي سياسي نبود ومحبوبيت عمومي شان بود كه موجبات انتخاب آنان رافراهم كرد .

عدم تأثير مباحث سياسي درانتخابات اين دوره ي شوراها ، به خصوص درگيلان ، مؤيد اين نكته بود كه همان اكثريت خاموش كه درمواقع حساس حضور خودرا درمعادلات اجتماعي ـ سياسي نشان مي دهند ، دانسته اند كه حداقل در اداره ي شهرهاي كمتر مورد توجّه و اهميّت براي دولت ومسئولين رده بالا ، مردان سياسي -چه همسو باجناح حاكم و چه مخالف ـ ازقدرت و كارايي زيادي برخوردار نيستند و اعضاي شوراي شهر ، بايد افرادي باشند كه درميان مردم همان شهر زندگي كرده و با مشكلات شهرستان آشنا باشند و بيشتر از مسائل سياسي ، دغدغه ي توسعه و پيشرفت محل سكونت شان را داشته باشند .

غير سياسي شدن انتخابات به حدّ ي بود كه حتي ائتلاف كنندگان تحت عناوين سياسي چه آنها كه پايدار ماندند وچه آنها كه از هم جدا شدند ، نيز در روزهاي نزديكتر به انتخابات ، از بيان شعارهاي سياسي خود طفره رفتند و سعي كردند خود را از مسائل سياسي دورنشان دهند.

نكته مهم وتأسف برانگيز كه در اين ميان بايد به آن اشاره كرد ، عدم حضور دانشگاه ها _ و به خصوص دانشگاه آزاد ـ در موضوعات مهم اجتماعي و همچنين مورد بحث ، در گيلان است . به طوري كه با توجه به اطلاعات موجود ، باوجود حمايت همه جانبه ي دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي لاهيجان ـ به عنوان بزرگترين و متمركز ترين مجتمع دانشگاههاي آزاد درگيلان ـ از يكی از اساتيد ، فرد مذكور حتّي جايي بين 20 نفر اوّل انتخابات شوراي شهرلاهيجان نيافت وديگر نامزدِ مطرح از اين دانشگاه نيز ، تنها با اتّكا به چهره ي شناخته شده ي خود بين جوانان خارج از دانشگاه توانست به شورا راه يابد .

با غير سياسي شدن انتخابات اين دوره ، و روي آوري مردم به افراد امتحان پس داده درمديريت مسائل روزمرّه ي زندگي ، درشهرهاي مهم استان براي افراد جوان وتحصيلكرده وهمچنين چهره هاي مردمي بازار باز شد و اينان بودند كه وارد ميدان شدند و مردم نيز آنها را قبول كردند .

خواست اصلي مردم ازاين افراد، مشخصاً رفع مشكلات معيشتي وسپس پرداختن به مسائل فرهنگي است .كه اگر هردوي اين هادرمسير درست هدايت شوند ، هرجامعه كوچك يا بزرگي خودبخود به سمت توسعه ي پايدار ميل خواهد كرد . اميد كه با توجّه به كاهش تأثير خريد وفروش آراء درانتخابات اين دوره وحمايت بيش از پيشِ مردم از منتخبين آن ، اين افراد بتواند با بودجه ي كمي كه مثل هميشه ، دراختياراستان گيلان وشهرهاي آن قرارگرفته ، اقدامات شايسته اي انجام داده ونشان دهند كه اكثريت خاموش ، بيشتر اوقات ، درست تصميم گيري مي كنند .

ارديبهشت 1386

———————————————————————————————————–

 

اشاره: نگاه آقای موسوی و تأسفشان از عدم تأثیر دانشگاه ما را بر آن داشت تا نظر خودمان را نیز در این باره بنویسیم:

اول: توسعه پایدار اگر خودبخودی بود که خوش به حالمان می شد. شاید کمی در این مقال جای درنگ باشد.

 

 

دوم: بهتر بود ایشان نگاه خود را متمرکز تر می کردند یا اگر قرار بود کل گیلان مورد بررسی قرار بگیرد بیشتر تحقیق می شد.

سوم : شوراها اساسی ترین و پایه ای ترین رکن مدنیت اند که در واقع باید به صورت زیر بنایی به شاخه های بالاتر تأثیر بگذارند. در جامعه ای که به بلوغ مدنی رسیده باشد احزاب نقش غیر قابل انکاری در انتخابات بازی می کنند. بدین گونه که شناسنامه ای نسبی محسوب می شوند و مردم با توجه به دیدگاه های حزب، کاندیدای وابسته را انتخاب می کنند. احزاب به خواسته ها و برنامه ها و اهداف سمت و سو می دهند و آنها را تعریف می کنند.

افراد در معادلات و تصمیمات اجتماعی گروهی حرکت می کنند و هر فردی که انتخاب می شود عدهای حامی داشته است. در نبود احزاب قوی و مستقل انتخابات به سمت غیر سیاسی شدن سوق پیدا می کند. شناخت کاندیداها حالت فردی به خود می گیرد اما گرایش به توده ای عمل کردن از بین نمی رود، بلکه عوام گرایانه می شود و با حمایت های دسته ای و خانوادگی و گروهی به پیش می رود.

در این شرایط حمایت از کاندیداها که باید توسط احزاب تعریف و عملی شود به شیوه ای دیگر دنبال می شود و می تواند به رقابت های بین دسته ای و بین قومی منجر شود. مثلاً کاندیدا می تواند برای رأی جمع کردن به خصومت های بین دو روستا و دو محله دامن بزند. یا حرکات عوام فریبانه انجام دهد و تظاهر به مردم گرایی کند. این موارد در محیط های کوچک تر پررنگ تر است و متأسفانه نمی توان آن را مثبت ارزیابی نمود. (حتی اگر حالت ایده آل را نادیده بگیریم لا اقل می توانیم انتخاباتی را خواستار شویم که به سوی آن ایده آل حرکت کند. )

بدیهی است ، دانشجو جماعت که با درس و کتاب سر و کار دارد و اصول جامعه مدنی را لا اقل در کتاب ها خوانده است نمی تواند با روابط فامیلی یا دسته ای و قومی و … وارد انتخابات شود و جای شکایتی نمی ماند. در ضمن آیا هر زمان که بستری برای حرکت به سوی مدنیت وجود دته باشد ، دانشجو ساکت از آن عبور می کند؟و آیا دانشگاه برای این بستر سازی کم تلاش کرده؟

چهارم: آیا کسانی که با شعار غیر سیاسی بودن وارد انتخابات شدند ، و این شیوه را تبلیغ کردند واقعاً غیر سیاسی هستند؟ نگاهی به ترکیب شوراها در اکثر مناطق ایران خودش پاسخ این سؤال را می دهد. فراموش نکنیم که شورای شهر رشت انتخاب غیر سیاسی را در همان دور نخست شوراها تجربه کرد. آیا کاندیدای غیرسیاسی در مراحل بعد در برخورد با سیاسیونی که با آنها سر و کار داشت ( و این به خاطر طبیعت مسئولیتش اجتناب ناپذیر است) معلق نماند؟

درباره شوراها حرف بسیار است که اینجا جای مطرح کردنش نیست. تنها اشاره ای می کنیم به تغییرات قانونی که شورا ها را به « رستم بدون گرز »* تبدیل کرده و اختیاراتشان را هرروز محدودتر می کند. با این حال امیدواریم همین شوراها ، با همین انتخابات ، و با همین شرایط، غیر سیاسی عمل کنند و برای منطقه خود مفید واقع شوند.

زیته

 

*نماينده استان كردستان در شوراي‌عالي استان‌ها تصريح كرد: دلمان براي شوراهاي سوم مي‌سوزد، چرا كه آنها نويسنده بدون قلم هستند و رستم بدون شمشير و گرز! ( اعتماد ملی-8/2/1386)

پاسخ دهید