Archive for مارس, 2007

زیته – شماره ششم

مارس 25, 2007

درجیک : به آذین

مارس 25, 2007

معرفی محمود اعتمادزاده (م . الف  به آذین)

محمود اعتمادزاده (م.الف به‌آذین)  در سال ۱۲۹۳ خورشيدی در پایان شبی برفی در کوی خمیـران چهل‌تن شهر رشت زاده شده؛ سومین پسر یک خانواده‌ی بازرگان . زندگی‌ در خانواده‌‌اش خوش و آسان می‌گذشت، اما خیزش جنگل در گیلان و انقلاب سرخ در کشور همسایه‌ همه‌چیز را برایش به هم ریخت.  چندین سال درگیری و آشوب و سراسیمگی قرار و فرار بر آهنگ پیش‌روی یا عقب‌نشینی نیروهای دولتی و انقلابی، و نیز بسته ماندن راه‌های بازرگانی‌، پدرش را چون بسیار کسان دیگر به ورشکستگی کشاند. از آن پس دوران تنگدستی‌ آبرومندانه‌ خانواده‌ اعتمادزاده فرارسید. پدر، برای کاستن از هزینه‌ها و نیز آزمایشی دیگر از بخت، خانواده را به مشهد کوچ داد. گره بخت از این جا به‌جایی باز نشد که نشد. محمود نوجوان سه سال کلاس‌های پس از دبستان را در مشهد گذراند. سپس خانواده‌اش دوباره کوچ کرد و این بار به تهران.در سال ۱۳۱۱ در کنکور اعزام دانشجو  به اروپا پذیرفته و برای تحصیل رهسپار فرانسه شد.  شش سال و چند ماه از جوانی‌ او در آن سرزمین گذشت.

به آذین

دردی ‌ماه ۱۳۱۷ به ایران بازگشت. با  گواهی‌نامه‌ ای که از دانشكده مهندسی دريايی برِست (Brest) و دانشكده مهندسی ساختمان دريايی در دست داشت. به خرمشهر رفت تا با درجه‌ی ستوان دوم مهندس در نیروی دریایی  خدمت کند.  دو سال  در آن‌جا به قول خودش به بیهودگی و کلنجار با مالاریا بر او گذشت. سپس به شمال ایران رفت.  چیزی نگذشت که در پی‌ ورود شوروی‌ها به ایران، ترکش بمب هواپیما دست چپش را گرفت. پس از بهبودی، در نیروی دریایی، از این اداره به آن اداره می‌فرستادنش و با این که می‌خواست تن و جانش را از محیط نظامی به دور کند، با استعفایش موافقت نمی‌کردند.اول بار در 1322 و در حالی که هنوز افسر نيروی دريايی بود و نمی‌توانست آشكارا در مطبوعات قلم بزند ، نام به آذین را برای خود برگزید و در روزنامه “مردان کار” شروع به کار کرد . در پایان بهار 1323 ، در سی‌سالگی با استعفایش از نیروی دریایی موافقت کردند . در همان سال به عضویت حزب توده درآمد . او خود در این باره می گوید : فعالیت سیاسی‌ام که با گرفتاری‌های فراوان همراه بود، شک نیست که بر کار ادبی‌ام سایه افکنده‌است. پُر وقت‌گیر بود. نگرش یک سویه‌اش اندیشه‌ را در تنگنا می‌گذاشت و به پرواز خیال کم‌تر میدان می‌داد. این خود نقص است. اعتراف می‌کنم ولی در آشوب و نابسامانی‌ و ستم زمانه برایم چاره نبود.اعتمادزاده‌ی جوان،  چندی پس از استعفایش از نیروی دریایی ، با دوست تازه‌ یافته‌اش که نامش حسن ارسنجانی بود و به تازگی روزنامه‌ای را به نام ” داریا” راه انداخته بود، آغاز همکاری می کند . اما پس از مدتی راهشان از هم جدا می شود .در سال ۱٣۴۷ خورشیدی به‌آذین به همراه جلال آل احمد و چند نفر دیگر از نویسند‌گان ، کانون نویسندگان ایران را بنیان می گذارد .

untitled-2.jpg

در مهر ماه 1356 به‌عنوان يكی از سازمان‌دهندگان برگزاری ده شب شعر و سخنرانی در انجمن فرهنگی ايران و آلمان (انستيتو گوته) مطرح بود . به ویژه بیانیه پایانی این مراسم و این فراز پایانی آن که به قلم خود به آذین و با صدای وی خوانده شد در یادها مانده ‌است که : خواست ما، بازگشت به آزادی‌ است. آزادی غايت مقصود ماست، امروز و هميشه. ما اين آزادی را حق همه می‌دانيم و برای همه می‌خواهيم؛ همه، بدون کم‌ترين استثنا. دوستان! جوانان! ده شب به صورت جمعيتی که غالباً سر به ده هزار و بيشتر می‌زد، آمديد و اينجا روی چمن و خاک نمناک، روی آجر و سمنت لبه‌ی حوض، نشسته و ايستاده، در هوای خنک پاييز و گاه ساعت‌ها زير باران تند صبر کرديد و گوش به گويندگان داديد. چه شنيديد؟  آزادی و آزادی و آزادی.” در سال ۱۳۶۲ و در جریان دستگیری های گسترده اعضای حزب توده دستگیر شد. او بعد از آزادی از زندان، همواره از عوارض دوران بازداشت رنج می برد. و سرآخر ، به آذین، روز چهارشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۵ بر اثر ایست قلبی در بیمارستان آراد تهران درگذشت. ناقدین می‌گویند که او هیچگاه نویسنده‌ خلاقی نبوده است، اما مترجم خوب تا نویسنده‌ خوب نباشد شهرتی همچون به‌آذین به‌دست نمی‌آورد . احمد شاملو یکبار کوشید تا دون آرام او را به نقد بکشد و برگردان دیگری از شولوخف عرضه کند. اما شولوخف تنها با نثر زیبای به ‌آذین به دل می‌نشست و نثر شاملو و برگردانش جایی برای عرضه نداشتند.“ژان کریستف” ، “سفر درونی” و “جان شیفته” از رومن رولان ، “باباگوریو”،” زنبق دره” و “چرم ساغری” از بالزاک ، “زمین نوآباد” و “دن آرام” از شولوخف و “شاه لیر” ، “هملت” و “مکبث” از شکسپیر را به فارسی ترجمه کرد . علاوه بر ترجمه ها ، “به سوی مردم” ، “پراکنده” ، “دختر رعیت”، “مهره مار” ، “گفتار در راه آزادی” و چند اثر دیگر را هم به قلم خود منتشر کرد.

جهان و بحث اقوام

مارس 25, 2007

از پاک کردن صورت مسأله تا به رسمیت شناختن آن

سارا ثابت

مسائل مربوط به قومیت ها که همواره از مشکلات داخلی یک کشور قلمداد می شد، امروزه به صورت جهانی مطرح می گردد. جدا از نظریه های گوناگون درباره اقوام ( که برخی به شبیه سازی با اکثریت و برخی دیگر به تکثر گرایی و … می پردازند و این خود بحث جداگانه را پیش می آورد)، امروزه نهاد هایی همچون سازمان ملل متحد با توجه و ایفای نقش سعی در کنترل و هدایت این بحث گسترده به سمت و سویی دارند که برای بشر سودمند است.
بحث اقوام تا مدت ها در محافل جهانی با سکوت رو به رو می شد. در سال های اولیه پس از جنگ جهانی اول مهم ترین دغدغه جهان « آزادی» و پایان استعمار بود. بعد از جنگ جهانی دوم نیز ، مسأله قومیتها در منشور سازمان ملل صرفاً در چارچوب “حقوق بشر” مطرح شد . نگاه جهانی وقت این موضوع را عاملی برای بی ثباتی سیاسی بسیاری از کشور ها قلمداد می کرد. بنابر این تصمیم گیری برای آن را به داخل مرزها سوق می داد و از طرح آن در سازمان های بین المللی خودداری می کرد. در همین راستا در کنوانسیون های حقوقی که بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفتند از درج هر قاعده یا اصل حقوقی که به هر نحو سبب تجزیه کشور ها شود اجتناب شد.
در هنگام استقلال کشور های افریقایی نیز با وجود اینکه غالب تقسیمات قاره توسط قدرت های استعماری انجام شده و در آنها به همگونی های نژادی و زبانی و قومی توجه نشده بود و این امر می توانست بعد از استقلال برای کشور ها مشکلاتی ایجاد کند، سازمان ملل در “کنوانسیون جانشینی دولت ها” جواز تجدید نظر در تمام قرار دادهای منعقده را داد، به استثنای قرارداد های ارضی و مرزی.
بعد از فروپاشی شوروی و ظهور 15 کشور جدید ، تجزیه یوگوسلاوی و جدایی جمهوری چک از اسلواکی ، استقلال اریتره از اتیوپی و… قداست حفظ تمامیت ارضی کشور های کثیر الملل مخدوش شد و روند جهانی شدن نیز بر این موضوع تأثیر گذاشت. و مسأله قومیتها به عنوان پدیده اجتماعی – سیاسی جدید در نظام جهانی وارد شد.
سازمان ملل متحد از کشور هایی همچون لیتوانی، لتونی، استونی و آلبانی خواست که حقوق اقلیتها را لحاظ کنند و حتی پذیرش آنها به عضویت جامعه ملل به رعایت کامل حقوق اقلیتهایشان منوط گردید
دبیر کل سازمان ملل در سال 1995 در گزارش سالیانه خود به مجمع عمومی مسأله قوم گرایی را از پیامد های جهانی شدن عنوان می کند. اما این موضوع همانطور که پتانسیل درگیری های منفی را دارد می تواند مثبت هم تلقی شود .
یونسکو در تعاریف خود از خرده فرهنگ ها و فرهنگ های عامه به عنوان ابزاری قدرتمند برای گرد هم آوردن مردم و گروه های اجتماعی گوناگون یاد می کند و از اقوام گوناگون می خواهد تا هویت فرهنگی خود را عرضه و از آن دفاع کنند و بدین ترتیب تنوع فرهنگی و دیدگاه های گوناگون جهانی را گسترش دهند.
بخش فرهنگی سازمان ملل با دفاع از تنوع فرهنگی و محترم دانستن زبان، تفکر و آداب وسنن قومیت های مختلف در نقش مشاور وارد عمل شده و با «
اعلاميه جهاني يونسكو در خصوص تنوع فرهنگي» ، «توصيه نامه حفظ و نگهداري فرهنگهای شفاهی و فولکلور» و « توصيه نامه رشد و ارتقاي چند زبانگي و استفاده از آن در سطح جهاني و دسترسي جهاني به فضاي مجازي» و … و ارائه مشاوره و کمک های مادی و معنوی در پروژه های مربوطه نقشی در خور به عهده می گیرد.
در نوامبر 1999 این سازمان در نشست عمومی 21 فوریه را به عنوان روز جهانی زبان مادری معرفی کرد. و این روز برای اولین بار در سال 2000 در جشنی گرامی داشته شد.
هدف از این اقدام تلاش برای پویایی زبان ها و احترام به تنوع فرهنگی وچند زبانگی بیان شد.
یونسکو اهداف دیگری را نیز
همچون: «افزایش دانش زبان شناسی» ، « و گسترش آداب و رسوم فرهنگ های گوناگون» و « افزایش هم دلی و انسجام مبتنی بر فهم متقابل و مدارا وگفتگودر جهان» برای این اقدام ذکر می کند.
پرونده این رویداد با دغدغه آقای ماتسورا (
Koïchiro Matsuura ) مدیر کل یونسکو نسبت به زبان های گوناگون و در حال نابودی گشوده شد:
« ما به این ترتیب از نزدیک به 6000 زبان که زاده ی نبوغ بشر و هر کدام بیانگر تصویر بی نظیری از جهان هستند تجلیل کرده ایم…..
…کاربرد زبان مادری از زمان کودکی در سیستم آموزشی، نه فقط در زمینه ی تنوع زبانی که برای حمایت از «حق آموزش با کیفیت برای همه»، حیاتی است. آخرین تحقیقات به وضوح نشان می دهد که آموزش زبان مادری در کنار زبان ملی رسمی، کودکان را قادر می سازد تا نتایج بهتری در مدرسه داشته باشند ، قدرت درک آن ها را بر می انگیزاند و توانایی یادگیری را افزایش می دهد. این هدف ششم نهادینه شده در مجمع جهانی آموزش در داکار است که به پیشرفت در همه ی جنبه های کیفیت آموزش بر می گردد…
…من به جمعیت های بومی می اندیشم که دفاع از باقی مانده ی زبان مادریشان ، حق مسلم آن ها و احترام گزاردن به هویت و حفاظت از میراث شان است. برای دنیا آموزش زبان، به خصوص زبان مادری مهم تر از همیشه به نظر می رسد. دنیایی که باید بتواند در سطح جهانی گفت و گو کند، اما هم چنین باید بداند که چگونه از هر فردی که حق انتخاب زبان خودش را دارد، محافظت کند. خوشحالم که شواهدی می بینم که این روز در بسیاری از کشورها ایجاد می شود…»

امروز دیگر وقت آن است که ما هم به این پدیده نه در قالب های قدیمی که با نگاهی جدید بنگریم. نظریه های قدیمی که همانند سازی مردم را راه حل مشکلات ناشی از تفاوت ها می دانستند عملاً نا کارآمدی خود را نشان داده اند. حمایت نهاد های جهانی هر گونه انگ واپس گرایی را از فعالیت های اقوام پاک می کند .
پی گیری اصل 15 قانون اساسی برای داشتن حق آموزش زبان مادری شاید اولین گام ما باشد تا کودکان فردا زبان و هویت خود را پنهان نکنند. و یا مانند امثال من نباشند که زبان مادری برایشان در هاله ای از شک و تردید بماند، بس که دور افتاده اند… .

 

منابع:

1)مجموعه گفتارها – همایش علمی هویت ملی. بررسی نقش اقوام.

نشست اول – مقاله ی فرهنگ ایرانی و چالش های برون مرزی- دکتر داود هرمیداس باوند

2)سایت رسمی سازمان یونسکو : www.unesco.org

3)توصیه نامه حفاظت از فرهنگ های شفاهی وسنتی

4)متن سخنرانی ماتسورا در 21 فوریه سال 2004

توقایی

مارس 25, 2007

چن ته هسا شعر

الغ بوم
     ابران سر.
شيکار تی توقايی
چی چی نکان خنده.

(عقابی بودم / بر فراز ابرها/ صيد عشق تو / خنده گنجشک ها.)

هوشنگ عباسی

o

 

نه باهارا ايشتاوه
نه بو کشِه
نه تابستانا چيشه
نه کشا شه
نيشته او گوشه

-         کوروج -
پاييزا
       رافايی کشه

سيامک يحيی زاده

(سيامک سين)

o

بهار پيشواز ره
خوج دار
زپه زئن دره
اگه گرمش باد
              وهاله

(برای استقبال از بهار / درخت گلابی وحشی / جوانه می زند / اگر باد گرم / بگذارد.)

کبری پارياو

o

فيچالسته آفتابا
اَ تسکه داران شاخه سر
کی وارگاده؟!
اَمِه هيستی
خوشکا نِبه

(آفتاب چلانيده را/ بر شاخسار اين درختان غربت زده/ چه کسی آويخته است/ خيسی ما را/ پايانی نيست.)

رضا چراغی

راشی
گرگ و ميش
تی دونه چوم
نه گرگ – نه ميش               

عليرضا پنجه ای

  o

تاريکی نيشتی
روشنا رِ پنی
فهمِنی؛
کِهنِه خِنه بِه رِ دِمِّه.

(در تاريکی نشسته ای/ روشنائی را می پايی/ می فهمی/ به بوی کهنهء خانه ای آغشته ام.)

الهام تبری

o

 اَويرا بوم
تی رچه په
کن تا سايه

 تی رچ
          اَوير
می مج
          اَوير

 اَوير
      اَوير…..

 (گم شده ام/ پي نشانه هايت./ زمان درازي است/ نشانه هايت/ گم  اند /جستجوي من ( نيز) / گم / گم ( نيز) / گم …)

Avira bom / ti reche pe/ ken ta saye/ti rech/avir/mi mej/ avir / avir / avir…..

مسعود پورهادی

o

 تا درچکه نيگا به کوچه يه
تانی اميده واستی
رافائی کشن

(تا نگاه دريچه به کوچه است / می توانی/ چشم به راه اميد باشی)

محمد بشرا

تونگولی : گیله ویکی

مارس 25, 2007

ویکی‌پدیا دانشنامه‌ای مبتنی بر وب و با محتویات آزاد است که با همکاری افراد داوطلب نوشته می‌شود. این دانشنامه حدوداً متشکل از ۲۲۹ زبان مستقل دنیا است که حدود ۱۵۲ تای آنها فعال هستند . هدف آن آفرینش و انتشار جهانی یک دانشنامهٔ آزاد به تمامی زبانهای زنده دنیاست. ویکی‌پدیا با روزانه ۶۰ میلیون کلیک (روی پیوندهایش) جزو پرمخاطب‌ترین سایت‌های مرجع دنیا به حساب می‌آید.ویکی پدیای گیلکی در پاییز 85 ، و با تقاضای دکتر محمد رستگار (دوست خوب زیته و مقیم کشور کانادا) و امضای عده ای از دوست داران زبان گیلکی شروع به کار کرد. اين پروزه هم اکنون با بیش از 100 مقاله ماه های ابتدائی خود را طی می کند . شما هم می توانيد سری به آدرس زیر زده و از محتویات آن با خبر شويد.

http://glk.wikipedia.org/wiki/Main_Page

tonguley1.jpg

 

هر کس می تواند با دانش و اطلاعات خود ، این دانشنامه را غنی تر کند و بر وسعتش بیفزاید. بدین ترتیب بعد از مدتی ، ما خواهیم توانست زبانمان را به صورت کامل بر روی نت داشته باشیم و هر کس از هر جای جهان از آن استفاده کند . و با این کار جلوی نابود شدن بسیاری از واژه ها ، و اطلاعات و … گرفته می شود. شاید در ابتدا کمی سر در گم شوید ، اما با اندکی حوصله می توانید شروع کنید و خودتان نیز به زبان گیلکی به آن مطلب اضافه کنید. شاید آشنا شدن با ويکی پديای فارسی و انگلیسی هم کمک کند تا بتوانيد ویکی نویسی را شروع کنید.

بازارمج : آفتاب خیزان ، دریا توفان

مارس 25, 2007

تینا توحیدی

می دانم کمتر کسی است که به موسیقی گیلان زمین گوش سپرده باشد و با صدای استاد عاشورپور یکی نشده باشد و قلبش با ترانه های او پرنگرفته باشد و به تلارهای گیلانیان نرفته باشد. بی شک ترانه های استاد عاشورپور از گرم ترین و خاطره انگیزترین آواهایی ست که برای مردم این خاکِ سبز می تواند وجود داشته باشد و صدایی که روح شنونده را از هر کجا که باشد بلند می کند و به زمین سبز و کوههای مه آلود گیلان می برد. به لب روخان و به نزذِ بجارکاران.

فامج فامج راه دکف بیا ماتاب شبان روخانه لب

بینیشینیم دوتائی ایجا تک و تنها کر بزنیم گب

تی چوم شبان ول زنه یار

تی دیم کولان گول انار

تی زولفانا کر چی بگم من

بوبو می دیل جی تِه زولفان

ماتاب شبان کر پریشان

تی زلفانا یار شانه نزن

ماتاب شبان راه دکف بیا

روخانه لبان داره چی صفا

من و تو اویا تک و تنها

مرا او روزان وعده بدائی

ماتاب شبان می ویجا بایی

نوکون تو جفا کر می امرا

فامج فامج ایم و ایم اوی می جانِ کر من تی خانه

دینم دینم تی قشنگ چوم زنه ایشاره عاشقانه

جه برگ گول نازوکتری

عسل نگم تو شکری

می جان شیرین گول سوسن

سه مثقال طلا گوشِ گوشوار

هینم من تره ایمسال بهار

تی قدا قوربان نازنین یار

مرا او روزان وعده بدائی

ماتاب شبان می ویجا بایی

تی قدا قوربان نازنین یار

کتاب آفتاب خیزان، دریا توفان به کوشش حسین حقانی، بابک ربوخه و محمد راد کتابی است از نشر چشمه که به زندگی و آثار استاد احمد عاشورپور می پردازد.

ashoorpoor.jpg

بخش مهمی از گنجینه موسیقی سرزمین شمال به ترانه های احمد عاشورپور اختصاص دارد. او جزو معدود خوانندگانی است که از محدوده تنگ اقلیم خود فراتر رفته و آوازهایش در خاطره همه ایرانیان باقی مانده است. عاشورپور بیشتر آثارش را جز به زبان محلی به فارسی نیز خوانده و این ابداع اگرچه از سوی دیگران پیگیری نشد، اما به هر حال راهی هوشمندانه پیش روی تحول و گسترش موسیقی فولکور نهاد .در بخش نخست کتاب پس از مقدمه، مصاحبه ای با استاد انجام شده است که بی شک برای دوستدارانش جالب و مفید خواهد بود سپس متن ترانه های او همراه با نت و نام شاعر و آهنگساز آنها آمده است. ترانه های استاد در این کتاب به زبان گیلکی، فارسی و گاه دوزبانه هستند .

گیلکی بخوانیم ، گیلکی بنویسیم

مارس 25, 2007

امین ثنایی مقدم

اشاره: در شماره های سابق زيته و نی ناکی نحوه نگارش گیلکی با رسم الخط عربی شرح داده شد. بنابراین بد ندیدیم کمی بحث را گسترده تر کنیم . در این مقاله نویسنده با برشمردن مشکلات پیش روی نوشتاری کردن زبان گیلکی پیشنهاد خود را برای حل این مشکل بیان کرده. و این پیشنهاد را به صورت کاربردی شرح داده. ( البته بیشتر به استفاده ازکیبورد فکر شده )خوشحال می شویم نظرات خود را در این باب برای ما بنویسید یا بگویید. آیا با این روش نوشتارموافقید؟ زیته

وقتی در مورد زبان حرف میزنیم، در اولین نگاه توجه به مرز بین فهمیدن و نفهمیدن جلب میشود. من زبان شناس نیستم اما میتوانم بگویم که شاید از این طریق، بتوان برای گفتار دسته ای از انسانها ویژگی زبان بودن را قائل شد؛ دلیل اینکه یک فرد نمیتواند زبان دیگر را بفهمد، به اختلاف دستور زبان و واژه های غیر مشترک دو زبان مربوط است. یعنی هرچه دو زبان، در دستور زبان اختلاف بیشتر و واژه های غیر مشترک بیشتری داشته باشند، ما را بیشتر به اینکه با دو زبان متفاوت سر و کار داریم راهنمایی میکنند. به عنوان مثال میتوانید به دو زبان گیلکی و فارسی بیندیشید.
اما زبان گیلکی؛ زبان گیلکی دارای سیر تاریخی طویل المدتی است که آغاز آن در ژرفای تاریخ باستان، ناپیداست؛ یعنی ما تا آنجایی که تاریخ، کلام نیاکان مان را به ثبت رسانده است میتوانیم درباره زبان گیلکی سخن بگوییم که این نشان از همسان بودن عمر زبان گیلکی با عمر انسان سخنور دارد. مقایسه واژه های موجود در گیلکی امروز با واژه های موجود در سنگ نبشته ها و کتابهای باقیمانده از انسان باستان، گواه این مدعاست.

از آنجایی که زبان، همراه با زندگی بشری، همواره با انسان بوده است، همواره از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و دستاوردهای تاریخی و فرهنگی و اجتماعی هر عصری بر ذات آن تاثیر نهاده و زبان آنها را حمل نموده ، بنابراین زبان جزء مهمی از هویت سخنوران آن زبان است و ما گیلکان نیز از این قائده جدا نیستیم.

حال میبینیم که زبان، فقط وسیله ای برای برقراری ارتباط نیست و این، تنها یکی از کارکردهای آن است. اما نیاکان ما در طول تاریخ، به خصوص بعد از کشور گشاییهای فراوان و تشکیل حکومتهایی مانند آل بویه و … به دلیل ارتباطاتی که با جهان اطراف خود داشته اند با وجود اینکه زبان این حاکمان گیلکی بود، اما برای برقراری ارتباط با زیردستان خود به ناچار از زبانی که سخنوران بیشتری داشت،
یعنی فارسی، استفاده می کردند که این، به صورت عادت برای حاکمان بعدی، حتی برای حاکمانی که در مناطق گیلک نشین حکومت میکردند باقی ماند. البته این وضعیت تنها برای گیلکان نبود و میتوان آن را در حکومت ترکان و … هم مشاهده نمود. در زمان معاصر، به دلیل وجود وسایل ارتباط جمعی غیر گیلکی، از جمله سینما و تلویزیون و مطبوعات و همچنین آموزش کودکان در مدارس به زبانی به جز گیلکی، شاهد کاهش متکلمان به زبان گیلکی هستیم.

اکنون در کجای راهیم؟
خوشبختانه با رشد فناوری و ارتباطات در دهه اخیر، فرصتی دوباره برای گیلکان بوجود آمده است تا به وسیله آن به پاسداشت و حفظ فرهنگ و هویت خویش و همچنین توسعه و شناساندن آن بپردازند. اما در رابطه با زبان گیلکی یکی از موانع موجود، نوشتن به زبان گیلکی است، زیرا گیلکان به طور کلی با دو رسم الخط، یعنی “عربی” و “لاتین” آشنا هستند که هر دو دارای نقائصی در نوشتن به زبان گیلکی اند که با مثالی در زیر به آن میپردازیم:

به این جمله دقت کنید:

GLK: vaqti bušom hasane kitǎbə hagiram, mammade gab ma yǎd buma

فارسی: وقتی که رفتم کتاب حسن را بگیرم، حرف محمد یادم آمد.

همانطور که مشاهده مینمایید ما دو نوع ” اِ ” در گیلکی داریم، یکی ” ə ” که ” اِ ” کوتاه میباشد و در اینجا به معنی ” را ” میباشد و دیگری ” e ” که ” اِ ” معمولی بوده و بیانگر صفت ملکی است. حال اگر میخواستیم این جمله را به خط عربی بنویسیم به این صورت میشد:

وقتی بوشم حسنه کیتابه هگیرم، ممده گب م یاد بوم.

شما در بالا نمیتوانید ” را ” مفعولی و صفت ملکی را از هم تمایز بدهید. ضمناً ایراد بزرگتر خط عربی این است که شما نمیتوانید از روی خط، تلفظ صحیح کلمه را نشان دهید. یعنی خواننده نمیتواند متن را به درستی بخواند. و اگر بخواهیم که متن را به درستی بخوانیم، باید از اِعراب بیشماری استفاده کنیم که به این صورت در خواهد آمد:

وَقتی بوشُم حَسَنِه کیتابِه هَگیرَم، مَمَدِه گَب مَ یاد بومَ.

همانطور که میبینید، نوشتن به این صورت، مخصوصاً برای مطالب طولانی، خسته کننده خواهد بود. و مشکل دستوری نیز همچنان باقیست.

اما حروف لاتین:

LA: vaqti bushom hasane kitabe hagiram, mammade gab ma yad buma

همانطور که می بینید در اینجا هم همان مشکلات دستوری و آوایی برقرار است، یعنی ” اِ ” کوتاه نداریم و حروف ” a ” و ” ǎ ” متمایز نیستند و همینطور مجبوریم از دو حرف برای حروفی مانند “sh, zh ” استفاده کنیم که هنگام خواندن باعث اشتباه میشوند.
علاوه بر این نوشتارها، نوشتارهای دیگری هم برای زبان گیلکی استفاده میشود که متاسفانه در کیبورد وجود ندارند. مثلن در نوشتاری که در مجله گیله وا به کار میرود، برای نشان دادن “اِ” کوتاه از عدد “7″ در بالای حرف مورد نظر و برای نشان دادن “یا”ی غیر ساکن در آخر جمله مثلن در کلمه “
مارِی” از عدد “8″ استفاده میشود.
خود من از نوشتار گیلکیِ زیر استفاده میکنم که از هر جهت توانایی گیلکی نویسی را دارد، اما مشکل آن در ارتباط با کاربر معمولی کامپیوتر است که باید توانایی نصب آن را داشته باشد و در ثانی، این فونت فقط در “مایکروسافت ورد” قابل استفاده است که ضعف بزرگی محسوب میشود.

نوشتار پیشنهادی زبان گیلکی:

ǎ – dǎr, ǎwxus – EN: cup – FA: مادر

a – valg, arəsu – cat – مرد

b – banə, buruš – blood – باد

c – cucǎr, cišnak – church – چاپ

d – dapark, darcə – dog – دارو

e – darjen, eškil – enjoy – امکان

f – fuduš, fašk – fall – فاصله

g – gw, gulǎz – good – گاز

h – hǎjhǎjey, mahtw – hand – هلو

i – titi, ibci – miss – میز

j – jigǎ, bijgir – just – جارو

k – kaškarat, kuluškan – kilo – کتان

l – lambə, alw – lamp – لاله

m – muštə, ambas – mask – مار

n – ninaki, alon – nice – نهار

o – donasan, ruxonə – open – میز

p – rǎpǎ, pišxon – paper – پا

q – qadim, qutti – ghost – قو

r – pitǎr, šumǎr – ring – پسر

s – siftǎl, kunus – sister – سیر

t – til, vištar – total – تیر

u – tusedǎr, mutonjin – too – مامور

ǔ – tǔl, dǔrin – Tuesday – تیونر

v – vǎron, vašey – voice – وارد

w – dwsan, twsan – ram bow – دوران

x – kišxǎl, xoškǎr – match – خاک

y – yattan, viyay – yes – یاور

z – zibil, zasan – zebra – زرد

ə – vərg, palə – ago – X

š – šukul, šwpar – shop – شیر

ž – žagalə, žarf – vision – واژه

من در “مایکروسافت ورد” این حروف (ǎəšžǔ) را اینگونه وارد میکنم:

به مسیر زیر در “مایکروسافت ورد” رفته و تنظیمات را انجام دهید:

Insert à symbol à font: (normal text), from: Unicode (hex

حال در لیستی که مشاهده مینمایید میتوانید حروفی با این تعاریف بیابید:

ǎ = LATIN SMALL LETTER A WITH CARON

ə = LATIN SMALL LETTER SCHWA

š = LATIN SMALL LETTER S WITH CARON

ž = LATIN SMALL LETTER Z WITH CARON

ǔ = LATIN SMALL LETTER U WITH CARON

حال شما میتوانید با انجام عملیات زیر برای تک تک حروف، یک “shortcut” بسازید، یعنی مثلن با فشردن دو دکمه “Ctrl” و “/“، حرف “ǎ” را در “ورد” تایپ کنید:در لیستی که باز نموده بودید، بر روی “ǎ” کلیک کنید؛ سپس بر روی “shortcut key” کلیک کنید، حال کلید “Ctrl” را به همراه / بفشارید؛ اکنون بر روی “assign” و سپس “close” کلیک کنید. حاال اگر در “مایکروسافت ورد”تان، دو دکمه Ctrl” و “/” را با هم بفشارید،حرف “ǎ” به نمایش در خواهد آمد.توصیه میشود که حروف دیگر را نیز به صورتهای زیر، طبق دستورالعملی که در بالا دیدید،shortcut کنید:

ə = “Ctrl”+” . “ نقطه

š =”Ctrl” + ” , “ ویرگول

ž =”Ctrl”+” ‘ “ آپاستروف

ǔ=”Ctrl”+” ; “ نقطه ویرگول

به هر حال جامعه گیلکان در راستای رشد و گسترش زبانی خود میبایست یک شیوه نگارشی واحد را برای خود برگزیند و این در سایه بحث ها و اظهار نظرهای گیلکان و حتی غیر گیلکان در این زمینه محقق میشود. بنابراین شما خواننده محترم را دعوت به جسور بودن میکنم تا نظر خود را در اختیار ما قرار دهید. منتظریم